حال دلمان

خرید بک لینک

حال دلم خوب نیست

مروارید دلم از صدف چشمانم فرو میریزد

ماندن در تنگنای زندگی

همچو امواجیست که بر صخره میزند

خرد میکند ، در هم میشکند

استخوانهای تنم همچو موم نرم میشود

حال دلها این روزها خوب نیست

گرانی و قحطی و زلزله

تاب و توانمان را ربوده

طوفانی در راه است

بس عظیم

تک درخت تنومندی که تکیه گاهمان باشد، کو؟

چرا این دستها همدیگر را لمس نمیکنند؟

چرا خودشان را به طوفان میسپارند؟

چرا به یکدیگر تمسک نمیجویند؟

حال دل مردمانمان خوب نیست

ریا ،تزویر ،دو روئی

حالمان را بد کردست

چرا چوپان گرگان به لباس میش را دور نمیکند

حال دلمان خوب نیست

گریه امانمان را بریده

کارمان از گریه گذشتست

همه بدان میخندند

حقيقت گرچه تلخست اما شيرين...

ما را در سایت حقيقت گرچه تلخست اما شيرين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: چهارشنبه 9 آبان 1397 ساعت: 11:02

صفحه بندی