دلنوشته .........

خرید بک لینک

بعد حادثه زمین خوردن با موتور و در رفتگی انگشت دستم که خودم همونجا اونو جاش انداختم،

تا سه چهار روز هیچ مشکل خاصی که نداشتم ،بعد اون چهار روز یه روز غروب حول و حوش ساعتهای 5 تا 5.30 بود که دیدم یهو اندازه یه نخود ورم رو ارنجم ظاهر شده و درد کمی هم داره اهمیتی بهش ندادم

تا ساعتهای حوالی 12 شب بود که دیدم شده اندازه یه گردو و پر از اب داخلش با درد بیشتر گفتمش خوب فردا میرم دکتر که خوابیدم یهو ساعت 6 صبح با درد ارنجم که به تخت خورده بود بیدار شدم و دیگه نمیتونستم دستم رو تکونش بدم دیدم اون ورم شده اندازه یه پرتغال لبنانی و سفت درد تا قلبم تیر میکشید و یه طرف بدنم بی حس بود تب و لرز شدید باز با اون حالم رفتم سر کار

دیگه برا بعد از ظهر نای راه رفتن تو بدنم نمونده بود رفتم بیمارستان دکتر بعد چکاب کامل و ازمایش و عکس و نوار قلب گفت ارنجت سلولیت کرده عفونت شدید شده ولی به اندازه بستری کردن نرسیده

با دارو حل میشه منم با خرید دارو اومدم خونه ولی تا دو روز همونطور تب امونم نمیداد باز رفتم پیش متخصص عفونت که تا دید گفت باس بستری بشی منم که از قبل میدونستم عاشق بستری کردن

و پول گرفتنه خودمو زدم به اون راه که نمیتونم بستری بشم بی انصاف هم نکرد نامردی با 10 تا امپول سفازولین مهمونمون کرد ببخشید دیگه باسنی برام نمونده بود شده بود عینهو ابکش

خلاصه هر سه روز میرفتم پیش دکتر تا ورم و عفونت ارنج برطرف شد ولی هنو رو خود ارنج عفونت کمی داره با درد که هنوز به تخت میخوره دادم در میاد الان شده یک ماه خدا برا دشمن ادم نیاره صلوات بلند ختم کن.

حقيقت گرچه تلخست اما شيرين...

ما را در سایت حقيقت گرچه تلخست اما شيرين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 67 تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 9:18

صفحه بندی