
به تو ميانديشم شبا هنگام در ان دم كه ستاره كور كور سوئي از فرط خستگي به چهره دارد به تو ميانديشم شبا هنگام ان زمان كه نور كرم شب تاب رو به افول ميگرايد به تو ميانديشم شبا هنگام ان زمان كه تشعشع صبحگاهي ارام ارام تيغ بر ريشه تاريكي ميگشايد به تو ميانديشم شبا هنگام ان زمان كه شب بساطش را برمي چيند و جا به روشنائي ميدهد xa0...
ادامه مطلب